نگاشته شده توسط: نوفرستیها | نوامبر 20, 2009

ریشه کنی

                                                               

                                                داستان کهنه عدالت گستری 

 القاعده وطالبان و طرفدارانشان سخت در تلاشند تا سیمایی عدالت طلب از خود به نمایش بگذارند. آنها یک راه برای اجرای عدالت بیشتر نمیشناسند: کُشتن همه ظالمان و فاسدان..آیا کُشتن ظالمان و فاسدان عدالت به ارمغان می آورد؟

این تنها طالبان نیستند که چنین می اندیشند ما نیز جسته و گریخته همین اعتقادرا داریم:

باید ریشه فلان را خشکاند باید کافران را کُشت باید.. باید.. باید..  تا دنیا پراز عدل و داد شود..

 می گوییم در آخر الزمان آنقدرباید مردم کُشته شوند که خون تا زانوی اسب بالا بیاید. پدر پسر را بکُشد برادر برادر را عمه خاله را خاله دایی را… بکُشند.. بکُشند تا دیگر ظالمی و فاسدی نماند و همه چیز پاک و تمیز و زیبا شود….!؟چه نفرتی موج میزند در ما..

                                                 جّداً می شود؟

ساده اندیشی است اگر فکر کنیم یک عده ظالمند و یک عده صالح .. اگر ظالم راکُشتی کار تمام است..

ظلم٬ فساد٬ فقر٬تبعیض٬  همه وهمه ریشه های اجتماعی اقتصادی فرهنگی دارند. ..شاخص آن من و شما نیستیم.. تا آن ریشه ها هستند هر کسی در معرض فساد و ظلم است.قدرت بدون مسئولیت و پاسخ گویی همیشه فساد و دیکتاتوری آورده است و می اورد مهم نیست که صاحب قدرت نامش چه و چه کسی باشد..

ایده  کهنه ای  است که ماکمتر به آن  فکر کرده ایم.. سوابقش را در تاریخ برسی نکرده ایم.. بارها خواسته اند  با حذف دیگری جامعه ای زیبا و سالم پدید آوردند اما نشده است.. هیتلر را بیاد آورید و آن تصفیه نژادی وحشت آور.. یهودیانی که به اسرائیل کوچانده شدند حتی دندانهای آنها هم معاینه شد نکند کسی با دندان فاسد به سرزمین موعود بیاید..در یوگسلاوی  سابق هنوزعاملان تصفیه نژادی دادگاهشان تمام نشده..

                                   اما دنیا امروز بسیار عادلانه تر از قبل است  باور نمی کنید؟

کمتر از ۶۰ سال قبل در نوفرست اگر زورمند و زرمداری به ناموس آدم ضعیفی متمایل میشد با مختصر تهدیدی کارش را انجام میداد. زمانی نه چندان دور خرید و فروش انسان تحت عنوان برده”غلام و کنیز”امری کاملا عادی و خداپسندانه بود! همه آدمهای خیلی  خیلی خوب هم غلام و کنیزداشتند تنها فرقشان با بقیه این بود که گاهی هم  با غلامانشان غذا می خوردند!!

با کنیز (که دختری بود به زور ازخانواده ای فقیر در سرزمینی دوریا نزدیک گرفته شده) هر کاری میشد کرد! هنوز هم یادشان رفته ازکتابهایشان این چیزها را پاک کنند و مسائل شرعی غلام و کنیز را دور بریزند..اگر امروز یک نفرپول میگیرد و تن فروشی میکند یا اجازه میدهد ازاین عملش فیلم بگیرند و بفروشند.. در گذشته ای نه چندان دور همه مومنین میتوانسته اند درخانه شان فیلم بسازند! با خرید یک کنیز ناقابل..( البته پول خریدش هم به آن انسان بیچاره  پرداخت نمیشده دیگری می خورده است..)

سری به کتابهای مستطاب حلیه المتقین!! و زهر الربیع و.. بزنید تا بیابید چه کارها می شود با کنیز ( و ایضا با غلام!) کرد که با زوجه شرعیه نمیشود کرد!

ایده بیمار گونه ای است: انسانی را بخری هر کار خواستی با او بکنی( حتی حق داری اورا بکُشی دادخواهی در کار نیست مال خودت است مثل گوسفندت٬ مرغت٬ خروست..)بعد هم اگردلت خواست اورا به کسی دیگر بفروشی….هنوز هم مومنان ما دلشان آب میشود وقتی از کنیزکان زیبا سخن  میگویند: ای کاش از آن بازارها هنوز بود!!   خدا نصیب کند.!.

                            قدیم ترها می کُشتند و به آن افتخار می کردند:

سردار عرب قسم خورد آنقدراز مردم شهراستخر در فارس بکُشد که خون در معابرجاری شود اما هر چه کُشت( خودشان نوشته اند ۴۰هزار!) خون راه نمی افتاد! نمی شد قسم سردار سپاه اسلام بشکند! گناه دارد٬ کّفاره دارد! از مردم هم چیزی نمانده.. چه کنند؟

 عقلا! گفتند آب گرم بسیار آوردند بر خونها ریختند تا راه افتاد..خدا راشکر قَسَمش را عمل کرد..

آن دیگری در شهرگرگان ( استر آباد) قسم خورد که باید از خون این مردم آسیابی را بچرخاند ٬گندمی را آرد کند٬ نانی بپزد و بخورد والا مّدیون است ..و تاریخ می گوید چنین کرد..

شاهان ساسانی و اشکانی و قبل و بعد چون شاه اسماعیل و نادر و دیگران نیزکُشتند و با افتخار نوشتند که: از کُشته پُشته ساختیم و  درختی نماندبی آن که سری بر آن آویزان باشد..همین چند روز قبل بود که آغا محمد حان قاجار ۴۰ هزار(عدد همیشه همین است!)نفر از مرد کرمان را زنده زنده کور کردفقط به دلیل پناه دادن به خان زند..

امروزبه مدد نظام قضایی پیشرفته و آیین دادرسی مدنی در اکثر کشورهای دنیا حتی نمی شودبه مظنون بی اجازه قانون و بدون رعایت تشریفات چپ نگاه کرد..سرگردمالک٬ اخوی مسلمان ما در پایگاه نظامی امریکا بی هیچ دلیلی تیربار را به روی سربازان و هم قطارانش اتش می کند سی و چند نفر کشته و زخمی به جا می گذارداورا به بیمارستان میبرند مداوا می کنند و می خواهند بدانند آیا مشکل روانی داشته یا واقعا تروریست بوده است..

 امروز..سردار در کهریزک٬ در خیابان٬ میزند٬ می کشد , پشت بی سیم فرمان زدن و لت و پار کردن میدهد اما جرات اعتراف ندارد!! می گوید :خودشان بودند.. لباس ما را پوشیده بودند.. ندا را خودشان کشتند این هم مدارکش..دیگر کسی به کشتن دیگران ولو از نظرش گناهکار هم باشند افتخار که نمی کند هیچ.. هزار آیه و قسم در میان می آورد که من نکردم..من عادلم٬ من عاشق شمایم٬ من دوستدار همه هستم.من نوکرم٬ خدمتگزارم…

                                                  این ارزش ِ کَمی نیست..

دنیاهنوز بسیارمشکل دارد٬ شکّی نیست.. اما در مقایسه با حتی ۵۰سال قبل هم بسیار بسیار عادلانه تر شده است.

فسادامروز امری شخصی و خود خواسته است٬ کسی رانمی خرند برای فساد کردن.. البته قاچاق انسان  رواج دارد ولی به شیوه پیشین نیست  اگر مشخص شود قاچاقچی بدبخت است .. بازار برده فروشی بسته است..

نظام های آموزشی درهایشان را  برای همه   گشوده اند دیگر مخصوص خواص نیستند.. در روستایی که ۵۰ سال قبل  ۵ باسواد وجود نداشت امروز حداقل بیست لیسانسیه وجوددارد..

نظام های تامین اجتماعی فقرا را یاری می کنند و..و.. …

ریشه کنی ظلم و فسادبا خونریزی و کشتار نمی شود..القاعده پایانی بر این افسانه است .. باور کنید..

                چشم ها را باید شست               جوردیگر باید دید..  

نگاشته شده توسط: نوفرستیها | نوامبر 12, 2009

سیزده آبان و تخریب ها ی سال 57

                                                  

 

                                      

                               مشابهت های استدلالی

 

 اندک زمانی قبل از آنکه  انقلاب به پیروزی برسد ما و جمعی از دوستان هم سن وسال و هم مرام بر آن شدیم تا ریشه بهاییت را از بیخ و بن بر کنیم!

 استدلالهای ما کاملا برای خود ما قانع کننده بود ولذا با شدت  و حّدت آغاز به تخریب خانه ها٬ سوزاندن اموال٬ وانهدام هر چه نشانی از مالکیت بهایی بر خودداشت کردیم.. حتی کارگرانی که برای بهاییان کارکرده بودند یا می کردنداز نوازش ما بی بهره نماندند..شانس با ما و با بهاییان یار بود که در آن گیرودارکسی از آنان به چنگ ما نیفتاد و الا معلوم نبود که آیا قادریم بر احساسات خود غالب آییم و از ضرب و شتم و یا چنانکه در برخی مناطق دیگر اتفاق افتاد قتل و سوزاندن آنان به جرم بهایی بودن خودداری کنیم یا نه؟

                                                                  استدلالهای ما چه بودند؟

                                                  دقت کنید جالب است!

۱- بهاییت مذهبی پوشالی است که ساخته دست انگلیس است این هم صدها سند و مدرک: از سرسپردگی خان گرجی در اصفهان گرفته تا اعطاء لقب سِر از سوی پادشاه انگلیس به پیشوای وقت بهاییان و..

۲- بهاییان جاسوس اسراییل هستندتمام معابد و اماکن مقدس بهاییان در عکا و حیفا در اراضی فلسطین اشغالی قرار دارد حاجتی به سند و مدرک نیست همه میدانند..

۳-بهایی دشمن امام زمان است. از شنیدن نام امام زمان بر می آشوبد وهدفش ریشه کن کردن تفکر امام زمانی است..

 ۴-بهایی فاسد است در بین بهاییان ازدواج با محارم رایج است ٬ هیچ محدودیتی برای در اختیار گرفتن ناموس دیگری وجود ندارد سفرهای تشویقی شاهد این مدعاست..

۵-بهاییان با خوب جلوه دادن خود و نفوذ تدریجی در ارکان حکومت علاوه بر جاسوسی برای اسرائیل ٬کم کم دارند ریشه مقدسات اسلامی رامی خشکانند..

۶- همه بهاییان از سرویسهای اجنبی حقوق می گیرند دلیلش هم این است که بهایی فقیر وجود ندارد اسرائیل و انگلیس( آن روزها مومنین کشوری به نام آمریکا نمیشناختند! احتمالا کشف نشده بود  یا هنوزخبرش نرسیده بود!) به همه آنها مواجب می پردازد..

             و دها دلیل دیگر که دوستان در بحث سال گذشته به آن پرداخته بودند..

                             این استدلالها به نظر شما آشنا نمی آید؟

حرف ما این نیست که بهاییان چنین نیستند یا چنان هستند.. اصلا برای ما اهمیتی ندارد٬ما نه بهایی هستیم و نه قصدداریم بهایی شویم.. آنها خودشان میدانند با راهی که بر گزیده اند.

حرف ما این است که با اتکا به این استدلالهای ظاهرا درست و محکم ما بی هیچ تردید و  واهمه ای  کردیم آنچه همه دیدند..

این روزها در خیابانهای شهرهای بزرگ و اکثرا البته تهران نیروهای جوانی را می بینید همانند آن سالهای ما.. چماق حکومتی در دست و قمه حکومتی در جیب.. میزنند هر کس را ببینند٬ می شکنند هر جارا بخواهند٬ می برند هرکس را ناسازگار یافتند و می کشند هرکس را نپسندیدند..

 به استدلالهای آنها گوش کنید: کافی است چند لحظه صدا وسیما را دنبال کنید یا مثلا روزنامه کیهان و ایران و رسالت بخوانید یا پای منبر یکی از این آقایان از صدر تا ذیل بنشینید..

                                         چه خواهید یافت؟ یادداشت کنید..

نه !نه!  لازم نیست زحمت بکشید درآن  استدلالهایی که ما در توجیه عملیّتمان بر ضد بهاییت ساخته بودیم هر جا نوشته ایم< بهایی> به جایش بنویسید :”چپی ٬مخالف نظام٬ضدولایت فقیه٬جنبش سبز.. یا از این چیزها..

در متن بالا به دو کشور اسرائیل و انگلیس آمریکا را هم اضافه کنید( آخر میدانید آمریکا کشف شده خبر و سندش هم موجود است!)

                                                           

(یادم رفت بنیاد سوروس هم خیلی کشف با کلاسی است آن را هم اضافه کنید خیلی روشنفکری دارد!)

                                                         نتیجه؟

                                                  جالب شد. نه!؟

                                                 دقیقا کپی برابر اصل!

آن استدلالها که ما ساختیم بلای جان ما شد. این استدلالها به کار کسانی آمد که آن سالها خوب یا بد هیچ نقشی در آن تخریب ها نداشتند فرقشان با ما این است که ما جیره و مواجب نمی گرفتیم .. حالا هم پول هست وهم  امتیاز  و بورس تحصیلی و سفر زیارتی و سیاحتی و پایه تشویقی و وام و استخدام و… در نتیجه قوت این استدلالها بیشتر هم شده است! اصلا کوبنده است!

دیگر نباید اشتباه گذشته را تکرار کنیم.. آن که در خیابان دست برروی زن و دختر مردم بلند میکند وآن دیگری از او فیلم می گیرد تا لابد به مقامات بالا  نشان دهد و جایزه اش را دریافت کندمطلقا به هیچ استدلالی باورندارد استدلال او  در جیب او وحساب بانکی اوست..ما به روشنگری احتیاج داریم به دوری از هر استدلالی که عاقبتش این شود که شد..

این که مردم از حکومت میترسند اصلا برای هیچ حکومتی ارزش نبوده است و نیست.. عراقی ها آنقدر که از صدام می ترسیدند از سگ هار نمی ترسیدنداما پایکوبی آنها را دیدید..

این که برای جلوگیری از راهپیمایی هزاران مامور بیاوریم و بعد بگوییم دیدید کسی نیامد ارزشی ندارد..

ارزش آن است که بپذیریم هر کس حقی دارد باید به آزادی حرفش را بزند اعتراضش را بکند مذهبش هم مال خودش..  تا خلافی برابر قانون نکرده بگذارید در جهلش بماند اما استدلالی بر علیه اش نکنید که روزی دیگران همین استدلال را برای سرکوب شما به کار برند.. 

دسته